ناصر الدين شاه قاجار
27
شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )
گريه مىكرده است كه آهو مال من است . دعوا كرده آهو را از محمد على خان و آن سوار گرفته ، زده بودند . محمد على خان بسيار جر آمده بود . يك آهوى نر ، برهء امساله هم آورده بود . مىگفت يك تفنگدار زده است . تازىهاى ميرزا محمد خان هم دو تا ديروز گرفته بودند . حسينقلى خان ، عبد الله خان ، امروز ديده شدند . از تهران آمده بودند . خلاصه شب شد . شام خورده خوابيديم . Calar دوشنبه چهاردهم [ شهر رجب ] در منزل توقف شد . امرى رونداد ، تيمور پاشا ، بهلول پاشاى ماكوئى از آذربايجان به تهران ، و از آنجا به اردو آمدهاند . محقق ، امروز ديده شد تازه آمده [ است ] . پاى بچهء ببرى كه چيتى كوچكه ، باشد نمىدانم اندرون ، چه كردهاند ، بيچاره بد مىلنگد و هيچ دماغى نداشت . ناخوشهاى اندرون اوقات [ را ] تلخ كردهاند . همه ناخوش سنگين هستند . عايشه ، معصومه ، تارچى ، دلبر ، اصفهانى كوچك ، زهرا سلطان ، تاجگل و . . . و . . . و . . . مختصر اخبار چارپار خراسان را هم با تلگراف ، مستوفى الممالك عرض كرده بود ، كه سوارهء تركمان به تاخت ما بين مشهد و جام آمده ، گوسفند زيادى با چوپان از تيمورى برده [ است ] از سوار خراسانى هم ، در مدافعه شصت نفر اسير و كشته شده . مزيد بر كسالت شد . قدرى كسل خيالى شده بودم . [ 271 ] امروز عكسهائى كه سابق انداخته بودم ، در سلطنتآباد و شهرستانك ، به مقواى دو چشمى و . . . چسباندم . خيلى طول كشيد . محقق ، ميرزا على خان ، روزنامههاى « 1 » قديم كه نوشته بودم مىخواندند . شب بعد از شام مردانه شد . على رضا خان ، يحيى خان ، ميرزا على خان و . . . آمدند بعد رفته خوابيديم . hems روز سهشنبه پانزدهم [ شهر رجب ] ناهار خورده شد . بعد از ناهار همه شاهزادهها ، وزير خارجه ، علماى همدان ، خوانين ملاير ، تويسركان ، نايب الحكومههاشان ، خوانين و اعيان همدان و . . . و . . . تيمور پاشا [ و ] بهلول پاشاى ماكوئى و . . . به حضور آمدند . خيلى گفتگو شد . علماى همدان را كه معرفى مىكردند آخوند ريش بلندى را ، گفتند : قاضى است . گفتم قاضى همدان است ؟ همهء علما و . . . خنديدند . خودش هم خنديد . حكايت قاضى همدان در گلستان سعدى نوشته شده است . به اويس حاكم همدان ، لقب احتشام الدوله
--> ( 1 ) . اصل : رونامها و مقصود ، يادداشتهاى روزانه است .